اصطلاحات مهم مارکتینگ و معنی هر کدام (راهنمای کامل)

دنیای مارکتینگ پر از واژه‌ها و اختصارهایی است که اگر آن‌ها را نشناسیم، تحلیل گزارش‌ها، طراحی کمپین‌ها و حتی صحبت با متخصصان این حوزه سخت می‌شود. در این مقاله، مهم‌ترین اصطلاحات بازاریابی را یک‌جا جمع کرده‌ام تا هر زمان لازم شد بتوانی به آن رجوع کنی.

اصطلاحات مارکتینگ / اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ

ROI – بازگشت سرمایه

ROI نشان می‌دهد سرمایه‌ای که برای یک کمپین خرج کرده‌ای، چقدر برایت سود ایجاد کرده است. هرچقدر ROI بالاتر باشد، یعنی مسیرت درست‌تر بوده.

CAC – هزینه جذب مشتری

CAC مشخص می‌کند برای جذب یک مشتری جدید، مجموع هزینه‌های تبلیغات، مارکتینگ و… چقدر شده است. این عدد برای پیش‌بینی مالی و کنترل بودجه اهمیت زیادی دارد.

CPL – هزینه هر لید

در کمپین‌هایی که هدفشان جمع‌آوری شماره یا ایمیل کاربر است، CPL معیار اصلی سنجش عملکرد است. یعنی هر لید چه مقدار برایت هزینه داشته.

CPC – هزینه هر کلیک

در تبلیغات کلیکی مثل گوگل ادز یا تبلیغات بنری، CPC نرخ هزینه‌ای است که به‌ازای هر کلیک پرداخت می‌کنی.

CPM – هزینه هزار نمایش

این اصطلاح بیشتر در تبلیغات بنری و برندینگ به کار می‌رود. CPM یعنی برای هزار بار نمایش تبلیغ، چه میزان پول پرداخته می‌شود.

CTR – نرخ کلیک

CTR نشان می‌دهد چه درصدی از افرادی که تبلیغ را دیده‌اند، روی آن کلیک کرده‌اند. هرچقدر CTR بیشتر باشد یعنی پیام و طراحی جذاب‌تر بوده.

Conversion – تبدیل

هر اقدامی که برایت ارزش داشته باشد—از خرید گرفته تا ثبت‌نام—«تبدیل» حساب می‌شود. تبدیل‌ها هدف اصلی هر کمپین هستند.

Conversion Rate – نرخ تبدیل

نسبت تعداد افرادی که تبدیل انجام داده‌اند به تعداد کل بازدیدکنندگان. این نرخ شاخص مهم کیفیت صفحه فرود و تجربه کاربری است.

Retention – نگهداشت مشتری

Retention یعنی مشتری بعد از بار اول، دوباره سراغ برند بیاید. یکی از مهم‌ترین عوامل رشد پایدار.

Engagement – تعامل

تعامل شامل لایک، کامنت، ذخیره‌کردن، کلیک روی لینک یا هر رفتاری است که کاربر با محتوا انجام می‌دهد.

Funnel – قیف بازاریابی

قیف بازاریابی مسیر حرکت کاربر از آشنایی با برند تا تبدیل به مشتری است. مراحل اصلی آن شامل Awareness، Consideration و Conversion است.

USP – ویژگی منحصر‌به‌فرد محصول

USP همان دلیلی است که مشتری باید تو را به رقیبت ترجیح دهد؛ چیزی که فقط تو داری.

KPI – شاخص کلیدی عملکرد

KPI معیارهایی هستند که کمک می‌کنند بفهمی کمپین، پیج یا سایتت واقعاً موفق بوده یا نه.

CLV / LTV – ارزش طول عمر مشتری

این شاخص نشان می‌دهد یک مشتری در طول زمانی که با برند تو ارتباط دارد، چقدر درآمد ایجاد می‌کند.

Bounce Rate – نرخ پرش

اگر کاربر وارد صفحه شود و بدون هیچ اقدامی خارج شود، «پرش» حساب می‌شود. نرخ پرش بالا معمولاً نشانه ضعف محتوا یا تجربه کاربری است.

Impression – نمایش

Impression به معنای تعداد دفعاتی است که تبلیغ یا محتوا به کاربر نمایش داده می‌شود؛ حتی اگر کلیک نکرده باشد.

Reach – دسترسی

Reach تعداد افراد منحصربه‌فردی است که محتوا را مشاهده می‌کنند. با Impression فرق دارد زیرا ممکن است یک نفر چند بار محتوا را ببیند.

Brand Awareness – آگاهی از برند

میزانی که مردم برند تو را می‌شناسند و درباره‌اش فکر می‌کنند. این شاخص برای کمپین‌های بلندمدت بسیار حیاتی است.

A/B Testing – تست تقسیم‌بندی

در این تست دو نسخه از یک صفحه، تبلیغ یا پیام را به‌صورت هم‌زمان نمایش می‌دهند تا بفهمند کدام بهتر نتیجه می‌دهد.

Lead – لید یا سرنخ فروش

فردی که اطلاعاتی از او داری (مثل شماره یا ایمیل) و احتمال مشتری شدن او وجود دارد.

NPS – شاخص رضایت مشتری

NPS با یک سؤال ساده اندازه‌گیری می‌شود: «آیا این برند را به دیگران پیشنهاد می‌دهید؟»
عدد آن از ۰ تا ۱۰ محاسبه می‌شود.

CRO – بهینه‌سازی نرخ تبدیل

CRO مجموعه اقداماتی است برای افزایش تعداد کاربرانی که پس از ورود، اقدام موردنظر را انجام می‌دهند.

Remarketing – ریمارکتینگ

نمایش دوباره تبلیغات به افرادی که قبلاً از سایت بازدید کرده‌اند. یکی از موثرترین روش‌های افزایش فروش.

Organic Traffic – ترافیک ارگانیک

ورودی‌هایی که بدون تبلیغ و از طریق جستجوی طبیعی وارد سایت می‌شوند.

Paid Traffic – ترافیک پولی

ورودی‌هایی که از طریق تبلیغات (گوگل، اینستاگرام و…) جذب می‌کنی.

CTA – دعوت به اقدام

دکمه یا جمله‌ای که کاربر را تشویق می‌کند روی لینک کلیک کند، ثبت‌نام کند یا خرید انجام دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *